دلم گرفت
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
از پسر ضیعف بدم میاد...
چون بزرگترین عوضی جهان میتونه بشه
از دختر ضیعف بدم میاد...
چون بزرگترین ان جهان میتونه بشه
از "آدم" ضعیف
بدم میاد!
اینهمه وقته داری مینویسیا، به محض اینکه مجبور میشی چار خط محترم و موضوعدار بنویسی به کل میشی بلَنک، میمونی توش.
چه بی تفاوتی شدم من نسبت .........
باورم نمیشه
راضیم از خودم
خوشالم
عید شده
شمام خوشال باشین
سال قبل خوب بود
بدم بود
ولی بود دیگه تموم شد
من خوشالم شمام باشین
عوض شدم خیلی حتی با 1 ماه پیشم هم فرق میکنم
اینم دوس دارم و خوشالم
شمام باشین
من امسال باز موفق میشم و موفق تر از پارسال
خوشالم
مهربون باشین همو دوس داشته باشین
ماچ به همتون بغل سفت حتی
میگه سه تا جایزهی هیجانانگیز داری
گذاشتهم یه وقتی که حالت خوش نبود بدم بهت خوشحال شی
خبر نداره امسال هیچی نمیتونه ناخوشام کنه
امسال یه زنِ قویام که حالش خوبه و چشاش داره یواشکی واسه خودش برق میزنه
جایزههامو بگو تارعنکبوت میبندن طفلیا
خوب من که نمیتونم ریش بذارم چه جوری بزرگتر از سنم به نظر بیام لطفا؟ حالا اصن بزرگتر از سنم هم نخواستیم، همسن خودم هم به نظر برسم کارم راه میفته.
که هرازگاهی سرریز میکنه
چرکا از جدارههام بیرون میزنن
بوشون همهجا میپیچه
بعد خطوط فاصله دوباره سر زخما رو هم میارن
...
تا دفهی بعدی که دوباره سر باز کنن و
بوشون همهجا رو برداره
من مو را اگر از ماست بکشم بیرون، میگذارمش یک گوشه. شاید کنج ذهنم بماند. بار بعد که پای آن سفره نشستم حواسم باشد ماستشان مو داشت. ولی برش نمیدارم داد و هوار کنم دور سفره بدوم نشان همه بدهم که هرکی هر چی خورده بالا بیاورد.
من راحتم که آدمها همان چیزی را نشانم بدهند که دوست دارند باشند. اگر مضحک بود جدیشان نمیگیرم. اگر بد بود، آزارنده بود، میگذارم کنار، معاشرت نمیکنم. قسم نخوردهام همه آدمهای دنیا را به راه بیاورم. مجبور نمیکنم کسی را که خودش را بهم ثابت کند. با هر کسی دوستی نمیکنم ولی برای گواهی دوستی دادن به آدمها انگشت توی همه سوراخهایشان نمیکنم که ببینم اینطور که آخشان درمیآید مطابق میل من هست یا نه. اهل تخفیف دادن و آسان گرفتن نیستم ولی عجلهای هم برای پس زدن آدمها ندارم.
من خیلی هنر کنم جای خودم را قاطی همین چهار تا آدم دور و برم بفهمم. به صف کردن آدمها و برچسب زدن و نقش دادن بهشان پیشکش.

